أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

248

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

جمع كرد و بر در كعبه باستاد و سوگند مىخورد كه اگر صبح برآيد و محمّد بديد نيايد هر كس كه بدشمنى او متّهم است ويرا بدين تيغ بكشم چون صبح نزديك شد ستارهء از قطب آسمان جدا شد بغايت روشنى ؛ هر ساعت به زمين نزديك‌تر مىشد تا بدر خانهء كعبه فرود آمد چون بنگريدند « 1 » رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود ؛ فذلك قوله : و النّجم اذا هوى . و بعضى ديگر گفته‌اند : مراد آن ستاره است كه حق تعالى آن را علامت شناساندن أمير المؤمنين على عليه السّلام كرده است بجانشينى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛ و سبب آن بود كه سلمان و جمعى صحابه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيدند كه : يا رسول اللّه مقام تو پس از تو كرا خواهد بود ؟ گفت : آن را كه امشب ستارهء از قطب آسمان جدا شود و بخانهء او فرود آيد ؛ آن شب اهل مدينه همه بر بامها رفتند اميد آن را كه باشد كه ستاره بخانهء ايشان فرود آيد ، مگر امير المؤمنين على عليه السّلام و فاطمه عليها السّلام كه ايشان ورد خود رها نكردند گفتند كه : اگر بخانهء ما آيد ما را شكر زيادت بايد كردن و اگر بخانهء ما نخواهد آمدن تا دو نكبت « 2 » نباشد « 3 » ايشان هر يكى در محراب خود بودند بورد خود مشغول ؛ ستارهء روشنى از قطب آسمان جدا شد گفتند : زهره بود و بحجرهء زهرا عليها السّلام فرود آمد فذلك قوله : و النّجم اذا هوى ، گروهى منافقان طعنه زدند و گفتند : ألا إنّ محمّدا قد ضلّ فى علىّ ؛ محمّد در حق على گمراه شد ، خداى تعالى قسم ياد كرد به آن ستاره كه بخانهء او فرستاد و گفت : و النّجم اذا هوى . ما ضلّ صاحبكم و ما غوى ؛ بحقّ و حرمت آن ستاره كه در خانهء علىّ بن أبى طالب فرود آمده است كه صاحب شما محمّد ضالّ و گمراه نيست ؛ گروهى منافقان طعنه زدند و گفتند : ألا انّ محمّدا قد ضلّ فى علىّ ؛ محمّد در حقّ على گمراه شد خداى تعالى قسم ياد كرد به آن . بعضى ديگر گفتند : سبب نزول سوره آن بود كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم هجرت

--> ( 1 ) - در بعضى نسخ : « بنگريد » و در نسخ تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « نگاه كردند » . ( 2 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) : « تا دو زحمت » . ( 3 ) - در تفسير ابو الفتوح ( ره ) باضافهء : « تشويش نزول ستاره و تقصير فرايض و اوراد » .